صفت

تق

(تَ یا تِ قّ) (ص.) صدایی که از شکستن چیزی یا برخورد دو جسم سخت یا افتادن جسمی به وجود می‌آید. ؛ ~و لق الف – نیمه تعطیل. ب – زهوار دررفته، فرسوده. ؛ ~ ِ ~چیزی درآمدن الف – صدای چیزی درآمدن. ب – افشا شدن امری نهانی.

    تشنه

    (~.) [ په. ] (ص.)
    ۱- انسان یا حیوانی که به آب نیاز دارد.
    ۲- بسیار مشتاق.

      تسلیم

      (تَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) گردن نهادن.
      ۲- سلام گفتن.
      ۳- پذیرفتن شکست و متوقف کردن جنگ.
      ۴- (اِ.) حالت اطاعت و فرمانبرداری.
      ۵- (ص.) مطیع، فرمانبردار.

        تزریقی

        (~.) [ ع – فا. ] (ص.) معتاد؛ کسی که مواد مخدر را به وسیله سرنگ داخل رگ خود می‌کند.

          ترسو

          (تَ) (ص.) ترسنده، کم جرأت، کم دل.

            ترش

            (تُ) [ په. ] (ص.) یکی از مزه‌ها، هرچه که طعم سرکه لیموترش و… داشته باشد، ضد شیرین.

              ترجمان

              (تَ جُ) [ ع. ] (ص.)
              ۱- مترجم، گزارنده.
              ۲- بازگو کننده، بیان کننده.

                Scroll to Top