صفت

صیقل

(صَ یا ص قَ) [ ع. ] (ص.)
۱- آن که شمشیر و مانند آن را بزداید و جلا دهد، جلا دهنده، زداینده.
۲- در فارسی: زدودگی زنگ از فلزات و مانند آن.

    صیغه رو

    (~. رَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) زنی که صیغه مردان شود.

      صورتگر

      (~. گَ) [ ع – فا. ] (ص فا.)
      ۱- نقاش.
      ۲- مجسمه ساز.

        صنیع

        (صَ) [ ع. ] (ص.)۱ – ساخته شده.
        ۲- پرورش داده شده.
        ۳- صیقل شده.
        ۴- ماهر در حرفه و پیشه.
        ۵- طعام.

          صهل

          (صَ هْ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- تیزی و حدّت آواز و سختی آن.
          ۲- گرفتگی صدا.

            صواب

            (صَ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- راست و درست.
            ۲- سزاوار.

              صوب

              (صَ) [ ع. ]
              ۱- (اِ.) طرف.
              ۲- ناحیه.
              ۳- (ص.) راست، درست.

                صندوق دار

                (~.) [ ع – فا. ] (ص.)
                ۱- خزانه دار.
                ۲- کسی که در بانک یا هر جای دیگر مسئول دریافت و پرداخت پول است.

                  پیمایش به بالا