صفت

بری

(بَ) [ ع. بری ء. ] (ص.) بی گناه، مبرا، پاک. مق. گناهکار.

    بری ء

    (بَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- بی گناه.
    ۲- بیزار، برکنار.

      برهنه

      (ب ِ رَ نِ) [ په. ] (ص.)۱ – لخت، عریان.
      ۲- آشکار، پدیدار، فاش.

        برنا

        (بُ) [ په. ] (ص.)
        ۱- جوان.
        ۲- زیبا، خوب. برناه هم گفته می‌شود.

          برنده

          (بَ رَ دِ) (ص.)
          ۱- دارای برد.
          ۲- پیروز، موفق.

            برنده

            (بُ رَّ دِ) (ص.)
            ۱- دارای ویژگی یا توانایی بریدن.
            ۲- تیز، بران.
            ۳- جدی، مؤثر و سخت.

              Scroll to Top