صفت

بدریخت

(~.) (ص.) بدقیافه، زشت، دارای وضع ظاهری ناخوشایند.

    بخور

    (بُ خُ) (ص.)
    ۱- رنگ خاکستری سیر.
    ۲- هر چیز به رنگ خاکستر.

      بخیل

      (بَ) [ ع. ] (ص.) چشم تنگ، خسیس. ج. بخلاء.

        بداخلاق

        (~. اَ) [ فا – ع. ] (ص.) تندخو، خشمگین. مق. خوش اخلاق.

          بخس

          (بَ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- زراعت دیم.
          ۲- ارزان، ناچیز.

            بچه ننه

            (~. نَ نِ) (ص.) کنایه از: آدم ترسو، بی کفایت و وابسته به دیگران.

              بحت

              (بَ) [ ع. ] (ص.) ناب، ساده، ویژه.

                Scroll to Top