صفت

بچگانه

(بَ چِّ نِ) (ص.) مربوط یا منسوب به بچه مجازاً نسجیده، احمقانه.

    بچل

    (بَ چَ) (ص.) شخصی که پیوسته لباس خود را ضایع کند و چرک و ملوث سازد.

      بتول

      (بَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- کسی که از دنیا بریده و به خدا پیوسته و نیز از ازدواج خودداری کند.
      ۲- پارسا، پاکدامن، لقب حضرت فاطمه (ص) و حضرت مریم.

        ببرگ

        (بِ بَ) (ص.) مهیّا، فراهم بودن وسایل زندگی.

          بای

          [ تر. ] (ص.) مالدار، ثروتمند، غنی.

            باید

            (یَ) (ص.) بایست، بایستی، لازم است، ضروری است.

              بایر

              (یِ) [ ع. بائر ] (ص.) خراب، لم یزرع.

                Scroll to Top