صفت

آژدار

(ص.) دارای ردیفی از سوراخ‌های پی در پی روی سربرگ و تمبر و فیلم و مانند آن (فره)، پرفراژ.

    آریستوکرات

    (تُ کِ) [ یو. ] (ص.) طرفدار اشراف، عضو طبقه اشراف، آن که معتقد به حکومت آریستوکراسی است.

      آزاد

      [ په. ] (ص.)
      ۱- رها، وارسته.
      ۲- بی قید و بند.
      ۳- نوعی ماهی استخوانی که گوشت قرمز و چرب دارد و بزرگی آن تا یک متر می‌رسد.
      ۴- درختی است از خانواده نارونان.
      ۵- آن که بنده کسی نباشد. مق بنده، عبد.
      ۶- مختار، مخیر.
      ۷- نجیب، اصیل.
      ۸- سالم و بی گزند.
      ۹- شاد، فارغ.
      ۱۰ – سرافراز.

        آزاده

        (دِ) [ په. ] (ص.)
        ۱- اصیل، نجیب.
        ۲- ر ه ا.
        ۳- فروتن.
        ۴- فارغ.
        ۵- سَبُک.
        ۶- وارسته.
        ۷- ایرانی.

          آرغده

          (رَ دِ) (ص.)
          ۱- برآشفته.
          ۲- خشمگین.
          ۳- آزمند.

            آرتیست

            [ فر. ] (ص.)
            ۱- هنرمند، هنرپیشه.
            ۲- کنایه از:آدمی که برای رسیدن به خواسته‌هایش نقش بازی کند.

              آدر

              (دَ) [ ع. ] (ص.) باد خایه، دبه خایه، غر.

                آدم حسابی

                (~. حِ) [ ع – فا. ] (ص.)
                ۱- فهمیده، قابل اعتماد.
                ۲- دارای اصالت.

                  آخر

                  (خَ) [ ع. ] (ص.) دیگر، دیگری. ج. آخرین.

                    Scroll to Top