(شُ یا ش ِ رِ) (ص.) پیدا، معلوم، آشکارا.
(گَ) (ص.) دباغ، پوست پیرا.
[ په. ] (ص.) ۱- فریفتار، شریر. ۲- نام دیوی است از پیروان اهریمن.
(م ِ) (ص.) ۱- آشفته، پریشان. ۲- مضطرب، سرگشته. ۳- ژولیده. ۴- شتابزده. ۵- هراسیده.
(وَ) (ص.) آسیمه، سرگشته.
(ص.) نک آشموغ.
[ ع. ] (ص.) اندوهگین، غمگین.
(دِ) (ص.) طماع، آزمند.
(ص.) ستان، به پشت خوابیده.
(ص.) آزند، حریص.