صفت

شبست

(ش بِ) (ص.)
۱- ناپسند، زشت.
۲- هراسناک.

    شبرو

    (~. رُ) (ص فا. اِ.)
    ۱- کسی که در شب راه برود یا سفر کند.
    ۲- اسبی که در شب خوب بدود.
    ۳- شب زنده دار، پارسا.۴ – عسس، داروغه.
    ۵- راه زن، دزد.
    ۶- عیار.

      شب گرد

      (~. گَ) (ص فا.)
      ۱- شبرو.
      ۲- ماه.
      ۳- عسس، پاسبان.
      ۴- راه زن، دزد.

        شب نما

        (شَ. نَ) (ص فا.)
        ۱- آن چه به شب جلوه کند و بدرخشد.
        ۲- برطرف کننده تاریکی.

          شب پیما

          (~. پَ یا پِ) (ص فا.)
          ۱- شب بیدار.
          ۲- عاشق مهجور و بی قرار.

            شب تاب

            (~.) (ص فا.)
            ۱- آن چه که در شب بدرخشد.
            ۲- شب چراغ.
            ۳- ماه، قمر.
            ۴- کرم شب تاب.

              شب خواب

              (شَ خا) (ص فا.)
              ۱- آن که در شب جایی بخوابد.
              ۲- مجازاً: روسپی که شب نزد کسی خوابد (مق. تک خواب).
              ۳- مردی که شبی با روسپی بیتوته کند.

                پیمایش به بالا