صفت

شالنگی

(لَ) (ص نسب. اِمر.) موتاب، ریسمان – تاب، کسی که ریسمان جهت خیمه و مانند آن تابد.

    شالهنگ

    (هَ)
    ۱- (اِ.) گرو، گروگان، رهن.
    ۲- (ص.) سرکش، عاصی.

      شارف

      (رِ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- کسی که به زودی شریف گردد.
      ۲- قدیم، کهن. جِ شرف.

        شاعرانه

        (عِ نِ)[ ع – فا. ]
        ۱- (ق.) همانند شاعر.
        ۲- (ص.) مربوط به شاعران.
        ۳- عاشق، رمانتیک.

          شاطر

          (طِ) [ ع. ] (ص. اِ.)
          ۱- زیرک، باهوش.
          ۲- چابک.
          ۳- در فارسی کسی که در نانوایی نان به تنور زند.

            شارژ

            (رْ) [ فر. ]
            ۱- (اِ.) بار، حمل.
            ۲- مقدار برق لازم برای باتری.
            ۳- هزینه‌ای که ساکنان یک مجتمع مسکونی برای خدمات و نگه داری از مجتمع می‌پردازند، هزینه سرانه خدمات (فره).۴ – (ص.) پر، اشباع.
            ۵- در فارسی به معنای شاد، سرحال.

              شارپ

              (رْ) [ انگ. ] (ص.) تیز، واضح، تیزهوش، زیرک، دقیق، هوشیار، پرحرارت، فعال، ناهنجار.

                پیمایش به بالا