سوزنبان
(~.) (ص مر.)مسئول ریل راه آهن.
۱ – (اِمر.)نفع و ضرر.۲ – مال و سرمایه.
۳- نیک و بد.
۴- راز.
۵- نام وننگ.
۶- سوغات.
۷- (ص مر.) مهربان، غمخوار.
(سُ) [ ع. سؤر ] (اِ.) پس مانده طعام و شراب. (?(سور (ص.) = سول: اسب و استر و خری که خط سیاهی از کاکل تا دمش کشیده باشد.
(سَ یا سُ) [ ع. سوداء ] (ص.)
۱- مؤنث اسود، سیاه.
۲- یکی از اخلاط چهارگانه که جای آن طحال است.
۳- وسواس.
۴- مالیخولیا، وهم.
۵- هوی و هوس.
۶- عشق.