صفت

سوخته

(سُ خْ تِ) (ص مف.)
۱- هر چیز آتش گرفته، محترق.
۲- مجازاً آزار کشیده، محنت رسیده از حوادث دوران یا عشق.

    سهل

    (سَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- آسان.
    ۲- نرم، زمین ِ نرم. ؛ ~العبور راهی که به آسانی از آن بتوان گذشت، آسان رو (فره). ؛ ~العلاج مرضی که به آسانی بتوان آن را مداوا کرد، آسان چاره (فره). ؛ ~الوصول آن چه که به آسانی به دست آید، آسان رس، آسان یاب (فره). ؛~القیاد فرمانبردار.

      سهی

      (سَ) (ص.)
      ۱- راست، راست رسته.
      ۲- تازه.

        پیمایش به بالا