صفت

سمبولیک

(~.) [ فر. ] (ص.) چیزی که دارای ارزش و کارایی خاص خود نیست و نشانه و مظهر چیز دیگری است، رمزی، نمادین (فره).

    سمج

    (س مِ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- زشت، ناپسند.
    ۲- بی حیا، پررو، ج. سماج.

      سمح

      (سَ مِ) [ ع. ] (ص.)۱ – بخشنده.
      ۲- آسان.

        سمح

        (سَ) [ ع. ] (ص.) جوانمرد، بخشنده.

          سمپاش

          (سَ) [ ع – فا. ] (ص فا.)
          ۱- آن که سم را در جایی می‌پاشد.
          ۲- آلتی فلزی که در آن سم می‌ریزند و به وسیله پاشیدن محتوی آن حشرات موذی و آفات را از بین می‌برند.

            سماع

            (سَ مّ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- آن که بسیار شنود (سخنان دیگران را).
            ۲- مطیع.
            ۳- جاسوس.
            ۴- یکی از مراتب دین مانی ؛ نغوشاک، نغوشا؛ ج. سماعون.

              پیمایش به بالا