صفت

سلیط

(سَ) [ ع. ] (ص.)
۱- فصیح، تیززبان.
۲- تیز و تند از هر چیز.

    سلیطه

    (سَ طَ یا طِ) [ ع. سلیطه ] (ص.) زن زبان دراز، زن بدزبان.

      سلیل

      (سَ) [ ع. ] (ص.) برکشیده (شمشیر و مانند آن).

        سلیم

        (سَ) [ ع. ] (ص.) سالم، بی عیب. ؛~النفس نیک سرشت، پاک نهاد (فره).

          سلنج

          (س لُ) (ص مر.) لب شکری، کسی که یکی از دو لب او چاک داشته باشد.

            سلطانیات

            (سُ یّ) [ ع. ] (ص نسب. اِ.) ج. سلطانیه. مکاتبات شاهی، نامه‌های رسمی و دولتی ؛ مق. اخوانیات. خالصه‌ها (دولتی).

              سلس

              (سَ لِ) [ ع. ] (ص.)
              ۱- نرم و آسان.
              ۲- رام.
              ۳- روان.

                پیمایش به بالا