صفت

اسیر

( اَ ) [ ع. ] (ص.)
۱- گرفتار.
۲- برده، بنده. ج. اسراء.

    اسوار

    (اُ یا اِ) [ معر. ] (ص.) سوار. ج. اساور، اساوره.

      اسکولاستیک

      (اِ کُ) [ فر. ] (ص.)
      ۱- مدرسه – ای، متعلق به مدرسه‌های قرون وسطی.
      ۲- شعبه‌ای از فلسفه که در دوران قرون وسطی در مدرسه‌ها و دیرهای وابسته به کلیسا تدریس می‌شد.

        استوه

        (اُ)(ص.)
        ۱- مانده، درمانده.
        ۲- افسرده، ملول.

          استقبال

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) به پیشواز کسی رفتن.
          ۲- (اِمص.) پیشواز، پذیره.
          ۳- (ص.) آینده.
          ۴- روبروی هم قرار گرفتن دو ستاره.
          ۵- اینکه شاعری شعر در وزن و قافیه شعر شاعرِ دیگری بگوید.

            Scroll to Top