صفت

ارجل

(اَ جَ) [ ع. ] (ص.)
۱- مرد بزرگ پای.
۲- هر چهارپایی که یک پای سفید داشته باشد.
۳- مرد نیرومند و قوی.
۴- احمق.

    ارتجاع

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) بازگشتن.
    ۲- (اِمص.) بازگشت.
    ۳- (مص م.) باز – گردانیدن.
    ۴- (ص.) نیروهای کهنه گرا و مخالف پیشرفت و تمدن.

      اراذل

      (اَ ذِ) [ ع. ] (ص.) جِ ارذل ؛ ناکسان، زبونان، مردم پست.

        اذی

        (اَ یّ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- مرد بسیار رنجیده، مرد بسیار متأذی شونده.
        ۲- مرد بسیار رنجاننده، بسیار آزار رساننده.

          اذفر

          (اَ فَ) [ ع. ] (ص.) خوشبو، پربو: مشک اذفر.

            اذله

            (اَ ذِ لِّ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- جِ ذلیل ؛ ذلیل شدگان.
            ۲- جِ ذلول ؛ نرم دلان.

              ادکن

              (اَ کَ) [ ع. ] (ص.) تیره گون، خاکستری رنگ.

                ادهم

                (اَ هَ) (ص.)
                ۱- سیاه رنگ، خاکستری.
                ۲- آثار نو.
                ۳- آثار کهنه و پوسیده.
                ۴- بند، قید.
                ۵- اسب سیاه، اسب تندرو.

                  ادیب

                  (اَ) [ ع. ] (ص.)
                  ۱- بافرهنگ، دانشمند.
                  ۲- دانای علم و ادب.
                  ۳- معلم، مربی.

                    Scroll to Top