(~. گُ دِ) (ص.) صریح، بی پرده.
(سَ مَ) [ ع. ] (ص.) پیوسته، جاوید، همیشه، دایم.
(~. گَ تَ) (ص مف.) ۱- سرگردان. ۲- آواره.
(س رَ. دَ) [ تر – فا. ] (ص مر.) کسی که از کار کردن زیاد دستهایش پینه بسته باشد.
(سَ. مَ) (ص مر.) ۱- سرخوش، با – نشاط. ۲- مغرور.
(سَ. کَ یا کِ) (ص فا.) عاصی، یاغی.
(~. گَ) (ص فا.) ۱- بی قرار. ۲- نافرمان.
(~. گِ) (ص مر.) ۱- خشمگین، بی مهر. ۲- متکبر. ۳- ناخشنود. ۴- مست.
(~. گَ) (ص مر.)سرگشته، آواره.
(~. گَ) (ص مر.) مشغول.