(~.) (ص.) سرخ، سرخ رنگ.
(~. نِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) کنایه از: فرشته مقرب.
به راه (~. بِ) (ص مر.)مطیع، فرمانبردار.
(~.) (ص فا.) خبربَر، جاسوس.
(سَ) [ ع. ] (ص.) بخشنده، کریم.
(~. فُ) (ص فا.) ۱- شاعر. ۲- متملق.
(سَ) [ ع. ] (ص.) ۱- ناقص عقل. ۲- ضعیف. ۳- پَست.
(~.) (ص فا.) ۱- ادیب، سخن – شناس. ۲- شاعر.
(~.) (ص فا.) سخن راننده، ناطق، خطیب.
(ی) (ص فا.)۱- سخن گوینده، ناطق. ۲- آن که از طرف جمعی صحبت میکند.