صفت

وارونه

(ن) (ص.)
۱- واژگونه، سرنگون.
۲- برعکس، ضد.

    وازده

    (زَ دِ) (ص مف.)
    ۱- نامرغوب.
    ۲- مطرود، مردود.

      وارف

      (رِ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- گسترده، وسیع.
      ۲- بسیار سبز.

        وادار

        (ص.) ناگزیر به انجام کاری یا پذیرش چیزی.

          واجبات

          (جِ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ واجبه ؛ اموری که به جا آوردن آن‌ها واجب و بایسته‌است.

            پیمایش به بالا