(خُ دِ) ۱- (ص مف.) شکست خورده، از رونق افتاده. ۲- مأیوس، دل سرد.
(دِ) (ص مف.) از هم جدا کرده.
(گَ) (ص فا.) ۱- سخن گو. ۲- سخنور، قصه خوان. ۳- شاعر.
(~. گَ) (ص.) مرتجع، مخالف پیش رفت و اندیشههای نو.
(تَ) (ص تف.) دورتر، آن سوتر.
(پَ) (ص.) آخر، آخرین. ؛ دم ~آخرین نفس که محتضر در حال نزع کند. ؛روز ~ روز قیامت.
(تِ. پُ) [ انگ. ] (ص.) ضد آب، ضد رطوبت.
(گَ) (ص.) پوستین دوز.
(ص.) گیج، حیران.
(ص.) باز، گشاده.