صفت

زهره رخ

(زُ رِ. رُ) [ ع – فا. ] (ص مر.) دارای چهره‌ای مانند زهره، ناهید رخسار، زهره – جبین.

    زهتاب

    (زِ) (ص فا.) کسی که شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشته تافته از روده گوسفند و حیوانات دیگر است.

      زهاد

      (زُ هّ) [ ع. ] (ص.) جِ زاهد؛ پارسایان.

        زه گرفته

        (زِ گِ رِ تِ) (ص مف.)
        ۱- آبستن شده، بار گرفته (زن یا جانور ماده).
        ۲- زمینی که شایستگی کشت و زرع پیدا کرده.

          زننده

          (زَ نَ دِ) (ص فا.)
          ۱- نامطبوع، زشت.
          ۲- نوازنده ساز.

            پیمایش به بالا