صفت

وابسته

(بَ تِ) (ص مف.)
۱- مربوط، منسوب.
۲- خویشاوند.
۳- مأمور دولتی که سفارت آن دولت در کشور دیگر وظایفی را انجام دهد، اتاشه. ؛ ~ بازرگانی مأمور دولتی که در سفارت آن دولت در کشور دیگر به امور بازرگانی رسیدگی کند.

    وابط

    (بِ) [ ع. ] (ص فا.)
    ۱- ضعیف، سُست – رأی.
    ۲- خسیس، فرومایه.

      نیمرو

      ۱ – (ص مر.) دانه گوهر که یک طرف آن مدور و طرف دیگرش پهن باشد.
      ۲- نیم برشته ؛ تخم مرغِ ~ تخم مرغ سرخ شده در روغن.

        پیمایش به بالا