(رَ) [ ع. ] (ص.) = روؤف: مهربان، مشفق.
(رَ) [ ع. ] (ص.) آن که در رأس اداره یا کاری قرار گیرد؛ بزرگ، پیشوا.
(بِ) (ص.) = زابه راه. زاو را: ۱- گرفتار، دچار دردسر، درمانده. ۲- آواره. ۳- سرگردان، معطل.
(ص.) آدم ضعیف و لاغر.
(لَ) [ انگ. ] (ص.) آرام و بدون دغدغه.
(مَ) (ص.) حیله گر.
(س) (ص مر.) مرد سالخورده دارای تجربه و آگاهی.
(ص مر.) بی حمیت.
(ص مر.) مردی که ریش دارد.
(ص مر.) پاره پاره، چاک چاک.