صفت

رمانتیک

(رُ) [ فر. ] (ص.) داستانی، افسانه‌ای، شاعرانه.

    رگزن

    (رَ زَ) (ص فا.) = رگ زننده: آن که شغلش زدن رگ است ؛ فصاد.

      رکیک

      (رَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- سست، سست رأی، کم عقل.
      ۲- پست، حقیر.
      ۳- زشت، سخیف.

        رکین

        (رَ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- استوار، محکم.
        ۲- پابرجا.
        ۳- باوقار.

          رقم زده

          (~. زَ دِ) [ ع – فا. ] (ص مف.)
          ۱- نوشته شده.
          ۲- نقاشی شده.

            رکابی

            (رِ) [ ع – فا. ] (ص نسب. اِ.)
            ۱- اسب یدک، کتل.
            ۲- شمشیری که پهلوی اسب بندند؛ زیر رکابی.
            ۳- پیاله، نعلبکی.
            ۴- طبقچه.
            ۵- سپاهی پیاده.
            ۶- سفره دار.
            ۷- ویژگی لباسی (اعم از پیراهن، زیرپیراهن، شلوار و مانند آن) که با نوارهایی جلو و عقب آن‌ها را به هم وصل کنند.
            ۸- یکی از استخوان‌های زیر گوش است که در گوش میانی بین زایده عدسی استخوان سندانی و پنجره بیضی قرار دارد و دارای سه قسمت سر و قاعده و شاخه‌های قدامی و خلفی می‌باشد؛ رکاب الاذن، عظم رکابی.

              رقیب

              (رَ قِ) [ ع. ] (ص.)۱ – نگهبان، پاسبان.
              ۲- مراقب، مواظب.
              ۳- در فارسی: رقابت کننده.

                رقیع

                (رَ) [ ع. ] (ص.)
                ۱- کسی که وصله کند، آن که پینه دوزد.
                ۲- آن که نویسد، رقعه نویس.
                ۳- احمق، گول.

                  رقیق

                  (رَ) [ ع. ] (ص.)
                  ۱- نازک.
                  ۲- نرم.
                  ۳- آبکی.

                    پیمایش به بالا