صفت

دور

[ په. ] (ص.) آن چه از ما فاصله‌ای زمانی یا مکانی دارد.

    دورگه

    (دُ رَ گِ) (ص مر.) انسان یا جانوری که پدر و مادرش از دو نژاد باشند.

      دوربین

      ۱ – (ص فا.) عاقبت اندیش.
      ۲- نوعی بیماری چشم که شخص دور را بهتر می‌بیند.

        دوتخمه

        (~. تُ مِ) (ص مر.)
        ۱- هر گیاه و جانور که از دو جنس مختلف بوجود آمده باشد.
        ۲- مولودی که پدر او سیاه و مادرش سفید باشد یا بعکس ؛ دو تیره.
        ۳- حرامزاده، خشوک.

          دوبلور

          (لُ) [ فر. ] (ص. اِ.) آن که در برگردان فیلم به زبان دیگر به جای هنرپیشه اصلی حرف می‌زند.

            دودکش

            (کِ) (ص فا. اِ.)
            ۱- آن چه که دود را کشد.
            ۲- لوله و منفذی که دود از آن بالا رود مانند لوله مطبخ، حمام، بخاری و غیره.

              پیمایش به بالا