(دَ مَ دِ)(ص فا.)۱ – فوت کننده.۲ – وزنده، خروشنده. ۳- نمو کننده.
(دَ) (ص.) خروشنده، غرنده.
(دُ. بُ دِ)(ص مف.) کنایه از: شخص زرنگ و آب زیر کاه.
(دَ مِ بَ) (ص مر.) دختری که زمان شوهر کردنش فرا رسیده.
(دُ. کُ) (ص مر.) ۱- کوتاه دم. ۲- بی دم.
(~. سَ) (ص.) مأیوس، ناامید.
(دِ. نِ) (ص فا.) ۱- خوش آیند، آن چه در دل نشیند. ۲- مؤثر.
(~. دُ)(ص مر.) دزد چیزهای بی – ارزش و کم بها.
(دِ لَ یا لِ) (ص.) آویخته.
(دِ لَ) (ص.) نک دلنگ.