صفت

ناشکیبا

(شَ) (ص فا.)
۱- بی صبر، بی حوصله.
۲- عاشق، دلباخته.
۳- (ص.) به عجله، شتاب. مق شکیبا.

    ناشنا

    (ش ِ) (ص.)
    ۱- ناآشنا، بیگانه.
    ۲- بی خبر، بی اطلاع.

      ناشو

      (شَ) (ص.) نشدنی، محال، غیرممکن.

        ناشی

        [ ع. ] (ص.) تازه کار، بی تجربه، ناوارد.

          ناصاف

          [ ع – فا. ] (ص.)۱ – کدر، تصفیه نشده.
          ۲- ناهموار.
          ۳- چرکین، ناپاک.

            ناضج

            (ض) [ ع. ] (ص.) آن چه که رسیده و پخته (میوه، گوشت).

              ناساز

              (ص.)
              ۱- مخالف، ضد.
              ۲- خلاف اصول و قا عده، نامتناسب.
              ۳- آشفته، بی سامان.

                ناسالم

                (لِ) [ فا – ع. ] (ص.)
                ۱- دارای عیب.
                ۲- بیمار.
                ۳- مخالف بهداشت.

                  Scroll to Top