صفت

درغوش

(دَ) (ص. اِ.) درویش، نیازمند، محتاج، تهیدست.

    درست

    (دُ رُ) [ په. ] (ص.)
    ۱- کامل، بی عیب، سالم.
    ۲- امین، استوار.
    ۳- زرِ تمام عیار، سکّه سالم.

      درشت

      (دُ رُ) [ په. ] (ص.)
      ۱- زبر، خشن.
      ۲- ناهموار.
      ۳- دشوار، سخت.
      ۴- نگران، آشفته.

        درستکار

        (~.) (ص فا.)
        ۱- آن که کارهایش به راستی و درستی انجام گیرد، درست کردار.
        ۲- امین، معتمد.

          پیمایش به بالا