(نَ بِ) [ ع. ] (ص.) جِ نابغه.
(نُ هُ تِ) (ص مف.) پنهان، پوشیده.
(نِ هَ دِ) (ص مف.) پنهان، پوشیده، مخفی.
(نَ) (ص نسب. اِمر.) طعامی که بدان ناشتا کنند.
(نَ دِ) (ص مف.) ۱- جای داده. ۲- نصب شده. ۳- مقرر. ۴- معاهده بسته. ۵- فرض کرده.
(نُ دِ) (ص مف.) ۱- نشان داده. ۲- آشکار کرده، فاش شده.
(نَ دِ) (ص مف.) نم کشیده، مرطوب شده.
(نَ) (ص.) مرطوب، دارای رطوبت.
(نُ) ۱- (اِ.) مَثَل، مانند. ۲- اشاره، رمز. ۳- (ص فا.) نماینده، رهنمون.
(نَ) (ص.) نمناک، مرطوب.