صفت

نمیق

(نَ) [ ع. ] (ص.)
۱- نوشته (شده).
۲- نقش شده.

    نمیقه

    (نَ قَ یا قِ) [ ع. نمیقه ] (ص.)
    ۱- نوشته (شده).
    ۲- نقش شده.

      نمک سود

      (~.) (ص مف.) گوشت یا هر چیز دیگر که آن را در نمک خوابانده باشند.

        نمش

        (نَ مِ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- گاو نر چپار، گاو کوهی.
        ۲- شتری که در سپل آن نشانه ایی باشد سوای «اثره» که بر روی زمین ظاهر گردد.

          پیمایش به بالا