صفت

نمون

(نُ)
۱- (اِ.) مَثَل، مانند.
۲- اشاره، رمز.
۳- (ص فا.) نماینده، رهنمون.

    نمک سود

    (~.) (ص مف.) گوشت یا هر چیز دیگر که آن را در نمک خوابانده باشند.

      نمش

      (نَ مِ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- گاو نر چپار، گاو کوهی.
      ۲- شتری که در سپل آن نشانه ایی باشد سوای «اثره» که بر روی زمین ظاهر گردد.

        نماینده

        (نُ یا نَ یَ دِ) (ص فا.)
        ۱- نشان دهنده.
        ۲- وکیل مردم در مجلس.
        ۳- کسی که از طرف کس دیگر برای مذاکره در امری یا انجام کاری معین شده باشد.

        representative
          پیمایش به بالا