صفت

دانا

[ په. ] (ص فا.) عالم، دانشمند. ج. دانایان.

    دامدار

    (ص فا.) کسی که به خرید و فروش حیوانات اهلی می‌پردازد.

      دالبر

      (بُ) (ص مف.) برشی به شکل هفت “۷” و هشت “۸” که جهت زیبایی در لبه بعضی از لباس‌های زنانه و یا پرده داده می‌شود.

        داغ

        [ په. ] (ص.)
        ۱- بسیار گرم، سوزان.
        ۲- (مجازاً) پررونق.
        ۳- هیجان انگیز. ؛~ دل کسی را تازه کردن باعث یادآوری و تجدید غمی شدن که او در گذشته تحمل کرده‌است. ؛ ~ چیزی را به دل کسی گذاشتن کسی را از داشتن چیز دلخواهش محروم کردن. ؛~ پیشانی نشانی که به سبب سجده کردن بسیار در پیشانی می‌افتد.

          پیمایش به بالا