صفت

خوش بین

(~.)(ص فا.) کسی که به سرنوشت و پیش آمدها بدگمان نباشد.

    خوش نشین

    (~. نِ) (ص فا.)
    ۱- آن که در هر جا خوشش آید بنشیند و اقامت گزیند.
    ۲- در اصطلاح کشاورزی آن عده از اهالی ده که نه مالک به حساب آیند و نه زارع.
    ۳- به مستأجر نیز اصطلاحاً خوش نشین می‌گویند.

      خوش حال

      (~.) [ فا – ع. ] (ص مر.)
      ۱- شاد، شادمان، بشاش.۲ – کامران، کامروا.
      ۳- نیکبخت، سعادتمند.

        خوش

        (خُ) [ په. ] (ص.)
        ۱- خوب، نیک.
        ۲- شاد، شادمان.

          خوش حساب

          (~. حِ) [ فا – ع. ] (ص مر.) کسی که وام و بدهی خود را در سر وعده پرداخت کند.

            پیمایش به بالا