صفت

خودرو

(~. رُ) (ص فا.)
۱- گیاهی که به خودی خود روییده شود.
۲- کسی که تعلیم و تربیتی ندیده.

    خودفروش

    (~. فُ) (ص فا.) آن که خود را در معرض استفاده شهوت دیگران قرار دهد و از این طریق کسب معاش کند، فاحشه، روسپی.

      خودرای

      (~. رَ) (ص مر.) آن که به فکر خود کار کند و به رأی دیگران اعتنا نکند.

        خودکار

        (~.) (ص مر.)
        ۱- دستگاه و آلتی به خودی خود کار می‌کند، اتوماتیک.
        ۲- مداد خودنویس.

          خودمختار

          (خُ. مُ) [ ع – فا. ] (ص مر.) ناحیه یا کشوری که در برخی امور داخلی دارای استقلال می‌باشد و در برخی امور دیگر تابع دولت مرکزی.

            پیمایش به بالا