صفت

خواستار

(خا) (ص فا.)
۱- خواهنده، طلب – کننده.
۲- طالب زناشویی.

    خوان

    (~.)
    ۱- ریشه «خواندن».
    ۲- (ص فا.) در ترکیب به معنی «خواننده» آید: تعزیه – خوان، روضه خوان و مانند آن.

      خواندنی

      (خا دَ) (ص لیا.) چیزی که شایسته خواند باشد، قابل قرائت.

        خواجه

        (خا جِ) (ص.)
        ۱- بزرگ، سرور.
        ۲- مالدار، دولتمند.
        ۳- اخته، مردی که خایه اش را کشیده باشند.

          خوار

          (خا) [ په. ] (ص.)
          ۱- آسان، سهل.
          ۲- پست، زبون.

            پیمایش به بالا