صفت

خلق

(خَ لَ) [ ع. ] (ص.) کهنه، ژنده. ج. خلقان.

    خلاق

    (خَ لّ) [ ع. ] (ص.) آفریننده، مبدع.

      خلافکار

      (خَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که خلاف می‌کند، آن که رفتار نادرست و ناروا دارد، متخلف.

        خلاف

        (خِ) [ ع. ]
        ۱- (اِمص.) ناسازی، مخالفت.
        ۲- (ص.) ضد، مخالف.
        ۳- ناحق، دروغ.

          خفی

          (خَ) [ ع. ] (ص.)۱ – نهان، پنهان.
          ۲- گوشه – گیر.

            خفیف

            (خَ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- سبک، دارای وزن اندک.
            ۲- دارای شدت کم.
            ۳- خوار، زبون.
            ۴- مختصر، اندک.
            ۵- یکی از بحرهای نوزده گانه شعر.

              خل

              (~.) (ص.) = خوهل: کج، خمیده.

                خلاص

                (خِ) [ ع. ] (ص.) بی غش، ناب، ناآمیخته (طلا، نقره، روغن و جز آن).

                  پیمایش به بالا