صفت

ناخلف

(خَ لَ) [ ع – فا. ] (ص.) ناصالح، بدرفتار.

    ناخوش

    (خُ) (ص.)
    ۱- آزرده، رنجیده.
    ۲- ناپسند، زشت.
    ۳- بیمار، مریض.

      ناتوان

      (تَ) (ص.)
      ۱- عاجز، ضعیف.
      ۲- مریض.
      ۳- فقیر.
      ۴- آن که مردی ندارد.

        ناجور

        (ص.)
        ۱- ناهماهنگ.
        ۲- نامساعد.
        ۳- نامناسب.

          ناپسند

          (پَ سَ)(ص.) فاقد حالت پسندیدگی، ن اخوشایند، نامطلوب.

            Scroll to Top