صفت

خشن

(خَ ش) [ ع. ] (ص.)
۱- درشت، زبر.
۲- تندخو، نامهربان.

    خشک سر

    (خُ سَ)(ص مر.)۱ – تندخو، سودایی.
    ۲- بیهوده گو.
    ۳- بی عقل، خشک مغز.
    ۴- سبک وزن.

      خشکه مقدس

      (~. مُ قَُ دَ) [ فا – ع. ] (ص.) ویژگی آن که در انجام امور مذهبی به ظواهر توجه دارد نه به باطن یا در ظواهر امور دینی سخت گیر است.

        خشتمال

        (خِ) (ص فا.) آن که شغلش درست کردن خشت است، خشت زن.

          خسیس

          (خَ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- فرومایه.
          ۲- بخیل. ج. خساس، اخسه.

            خسیسه

            (خَ س) [ ع. خسیسه ] (ص.) مؤنث خسیس، ج. خسایس.

              پیمایش به بالا