صفت

حرف شنو

(~. ش نُ) [ ع – فا. ] (ص مر.) معقول، سر به راه، نصیحت پذیر. مق. حرف نشنو.

    حرام خوار

    (~. خا) [ ع – فا. ] (ص فا.)
    ۱- کسی که مال حرام می‌خورد.
    ۲- رشوه خوار، رشوه گیر.
    ۳- مفت خور، تنبل.

      حراص

      (حِ) [ ع. ] (ص.) جِ حریص ؛ آزمندان.

        حراف

        (حَ رّ) [ ازع. ] (ص.) پرگوی، پرچانه.

          حذور

          (حَ) [ ع. ] (ص فا.) ترسنده، پرهیزکننده.

            پیمایش به بالا