صفت

حسابدار

(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) (ص مر.) کسی که حساب معاملات و دخل و خرج اداره یا مؤسسه‌ای را در دفاتر مخصوص ضبط کند.

    حریص

    (حَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- آزمند.
    ۲- سخت خواستار چیزی و شتابناک برای دست یافتن به او.

      حریف

      (حَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- هم پیشه، همکار.
      ۲- هماورد.
      ۳- هم پیاله.

        حزار

        (حَ زّ) [ ع. ] (ص.) کسی که مقدار محصول زمین یا میوه درختی را تخمین زند.

          حروفچین

          (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) کارگر چاپخانه که حرف‌های سربی را برای چاپ کردن طبق نمونه می‌چیند که امروزه این کار توسط کامپیوتر و با برنامه خاص خود انجام می‌گیرد.

            حری

            (حَ) [ ع. ] (ص.) سزاوار، شایسته.

              حریز

              (حَ) [ ع. ] (ص.) سخت محکم، جای امن.

                پیمایش به بالا