نقش بند
(~. بَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) نقاش.
(نَ قّ) [ ع. ] (ص.)
۱- صورتگر، چهره – پرداز.
۲- کسی که در و دیوار و جز آن را رنگ میکند، رنگ کار.
(نَ قّ) [ ع. ] (ص.)
۱- کسی که پولهای سره را از ناسره جدا میکرد.
۲- کسی که نقاط ضعف یا قوت یک اثر ادبی یا هنری را مطرح میکند.
(نَ قّ) [ ع. ] (ص.)
۱- آن که بسیار کنجکاو است.
۲- کسی که بر سنگ و چوب کنده کاری و نقاشی کند.
۳- آنکه دف یا دهل نوازد.
(نَ یّ) [ ع. ] (ص نسب. اِ.) جِ نفسانیه (مجموعه احساسات، افکار، انفعالات و افعال که منسوب و مربوط به روح و روان هستند).