صفت

نابهره

(بَ رَ یا ر) (ص.) ناسره، زر ناپاک، زر قلب.

    نابهنجار

    (بِ هَ) (ص.)
    ۱- بی نظم و ترتیب.
    ۲- ناموزون، ناهماهنگ.

      ناامید

      (اُ) [ په. ] (ص.)
      ۱- آن که امید ندارد.
      ۲- درمانده، بیچاره.

        نااهل

        (اَ) [ فا – ع. ] (ص.)
        ۱- آن که قابلیت و استعداد ندارد.
        ۲- فرزندی که برخلاف آداب و عادات خانواده اش عمل کند، ناخلف. ج. نااهلان.

          میت

          (مَ یِّ) [ ع. ] (ص.) مرده. ج. اموات.

            Scroll to Top