صفت

جهبذ

(جِ بَ) [ معر. ] (ص. اِ.)
۱- گهبد، دانشمند بزرگ. ج. جهابذه.
۲- واسطه و دلالی که مؤدیان مالیات، مالیات خود را توسط او به دیوان می‌پرداختند.

    جهلا

    (جُ هَ) [ ع. جهلاء ] (ص. اِ.) جِ جاهل و جهول ؛ نادان.

      جهاندار

      (~.) (ص فا.)
      ۱- پادشاه.
      ۲- نام یزدان.
      ۳- صفت برای خداوند.

        پیمایش به بالا