(جَ) [ ع. ] (ص.) چیده شده.
(جِ) [ په. ] (ص.) ۱- زن بدکار، روسپی. ۲- دختر اهریمن.
(جَ یا جِ) (ص فا.) جهنده.
(ی) (~. گُ) (ص فا.) کشورگیر.
(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) آمیخته به دیوانگی.
(~.) (ص فا.) آن چه تولید دیوانگی کند.
(~.) (ص مر.)آن که مأمور حفاظت از جنگل است.
(جُ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ جنب. ۱- پهلوها، کنارها. ۲- جهتها و نواحی.
(جَ وَ) (ص فا.) جنگجو، شجاع.
(جِ تِ مَ) [ انگ. ] (ص.) باتربیت، باوقار، نجیب، نجیب زاده.