(نَ) [ ع. ] (ص.) پاکیزه، تمیز.
(نَ. بَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) کسی که چهارپایان را نعل کند.
(~. تَ) [ ع – فا. ] (ص مر.) ۱- کوته فکر، دون همت. ۲- بخیل، خسیس.
(نُ ظّ) [ ع. ] (ص.) جِ ناظر؛ بینندگان، تماشاچیان.
(نَ ظّ رِ) [ ع. ] (ص.) بیننده، تماشاگر.
(نَ ظّ) [ ع. ] (ص.) بسیار نظم دهنده، ترتیب دهنده.
(~. بُ لَ) [ ع – فا. ] (ص مر.) دارای طبع غنی، دارای سعه صدر. مق نظرتنگ.
(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) ۱- کسی که به نگریستن به چهره زیبارویان عادت دارد. ۲- شعبده باز.
(~.) [ ع – فا. ] (ص مر.) کسی که نظرش آلوده به هوی و هوس نیست.
(نَ) [ ع. ] (ص.) نصیحت کننده، پند – دهنده.