صفت

نصیر

(نَ) [ ع. ] (ص.) یاری گر، مددکننده. ج. انصار.

    نضیج

    (نَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- هرچیز پخته.
    ۲- میوه رسیده.

      نطاق

      (نَ طّ) [ ع. ] (ص.) نطق کننده، سخن ران.

        نصف العمر

        (نِ فُ لْ عُ) [ ازع. ] (ص.) بسیار ترسیده و رنج کشیده، دچار اضطراب و اندوه.

          نشو

          (نُ) (ص.) = نسو: صاف و هموار و نرم و لغزنده. مق. خشن، درشت.

            نسیه

            (نِ یِ) [ ع. نسیئه ] (ص.) آن چه به وعده فروخته شود.

              نشاب

              (نَ شّ) [ ع. ] (ص.)
              ۱- تیرساز، تیرگر.
              ۲- گیرنده و پرتاب کننده تیر.

                پیمایش به بالا