(مُ) [ ع. ] (ص.) فراوان، بسیار.
(مُ وَ قَّ) [ ع. موقه ] (ص.) ۱- وقت معین و محدود. ۲- ناپایدار، محدود.
(یِ) [ فر. ] (ص.) موسیقی دان، نوازنده.
(مُ وَ سَّ) [ ع. ] ۱- (اِمف.) وسعت داده شده. ۲- (ص.) وسیع.
(مُ وَ رَّ) (ص.) گرفته شده از فارسی به معنای کج، خمیده.
(چُ) (ص.) آن که دستش شل باشد.
(ص.) موژان ؛ چشم زیبا و پُر کرشمه.
(مَ وّ) [ ع. ] (ص.) موج زننده، متلاطم، دارای موج.
(مَ) [ ع. ] (ص.) ۱- بی جان، مرده. ۲- زمینی که در آن کشت نشده باشد.
(مَ) [ ع. ] (ص.) مخوف، ترسناک.