صفت

موقت

(مُ وَ قَّ) [ ع. موقه ] (ص.)
۱- وقت معین و محدود.
۲- ناپایدار، محدود.

    موسع

    (مُ وَ سَّ) [ ع. ]
    ۱- (اِمف.) وسعت داده شده.
    ۲- (ص.) وسیع.

      مورب

      (مُ وَ رَّ) (ص.) گرفته شده از فارسی به معنای کج، خمیده.

        مواج

        (مَ وّ) [ ع. ] (ص.) موج زننده، متلاطم، دارای موج.

          موات

          (مَ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- بی جان، مرده.
          ۲- زمینی که در آن کشت نشده باشد.

            Scroll to Top