صفت

جلاد

(جَ لّ) [ ع. ] (ص.) مأمور تازیانه زدن یا کشتن محکومان، دژخیم.

    جلب

    (جَ لَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- هر چیز فاسد.
    ۲- حقه باز.
    ۳- زن بدکار.

      جلبیز

      (جَ)
      ۱- (اِ.) کمند.
      ۲- (ص.) مفسد، غماز. جلویز و جلیز نیز گویند.

        جف

        (جَ فَّ) [ ع. ] (ص.) خشک، بی آب، پژمرده.

          پیمایش به بالا