صفت

جامع الشرایط

(مِ عُ شَّ یِ) [ ع. ] (ص مر.) دارای شرایط کافی برای انجام کاری یا پذیرش مسئولیتی یا داشتن مقامی.

    جاریه

    (یَ یا یِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- (ص.) مؤنث جاری.
    ۲- کنیز.
    ۳- کشتی.
    ۴- آفتاب.
    ۵- آب روان. ؛سننِ ~ عادات و رسوم رایج.

      جاسوس

      [ ع. ] (ص.) خبرچین، آن که خبر یا پیغامی را از جایی به جای دیگر می‌برد. ج. جواسیس.

        جاکش

        (کَ یا کِ) (ص فا.) کسی که امکانات ارضاء شهوت دیگران را فراهم آورد؛ دلال محبت.

          جاگیر

          (ص فا.)
          ۱- آن چه جایی را اشغال کند.
          ۲- شاغل.

            جاری

            [ ع. ]
            ۱- (ص.) روان.
            ۲- زمانی که در آن هستیم.

              جارکش

              (کِ یا کَ) (ص فا.) کسی که به آواز بلند مردم را به امری دعوت کند، جارزن، جارکشنده.

                پیمایش به بالا