صفت

پیاده

(دِ) (ص. اِ.)
۱- کسی که با پای راه می‌رود و سواره نیست.
۲- بخشی از ارتش که سواره نیستند.
۳- ضعیف، مسکین.
۴- یکی از مهره‌های شطرنج.
۵- عامی، بی سواد.

    پی سپر

    (~. سِ پَ)۱ – (ص فا.)رونده، سالک.
    ۲- (ص مف.) پایمال شده، لگدکوب شده.

      پی گرد

      (~. گَ)
      ۱- (مص مر.) گشتن در پی چیزی.
      ۲- (ص.) کسی که در پی چیزی می‌گردد.

        پی جوی

        (پَ یا پِ) (ص فا.)
        ۱- جوینده ردّ پا یا اثر چیزی.
        ۲- جست و جو کننده.

          پوینده

          (یَ دِ) (ص فا.)
          ۱- رونده.
          ۲- دونده.
          ۳- جست وجو کننده.
          ۴- چارپا، ستور.

            پیمایش به بالا