(ص فا.) مرد جنگی، آن که زره بر تن کند.
(دِ) (ص.) ۱- جامه به بر کرده. ۲- مستور، محجوب. ۳- پنهان، نهفته.
(ص.) هر چیز تو خالی، میان تهی.
(ص مر.) ثروتمند، غنی، توانگر.
(کَ دِ) (ص مف.) کنایه از: صریح، بی پرده.
(کُ لُ) (ص مر.) ۱- کنایه از: آدم بی غیرت. ۲- کسی که در سختیها تحملش زیاد است.
(ص فا.) دباغ، چرمگر.
(خَ کَ) (ص فا.) ۱- کنایه از: آدم حریص و آزمند. ۲- اندک بین.
(مَ) (ص.) پسردار، صاحب پسر.
(پُ) (ص.) کهنه، پوسیده.