صفت

پشت

(پُ) [ په. ]
۱- (اِ.) آن سوی هر چیزی.
۲- قسمت عقب هر چیز. مق جلو.
۳- (ص.) پشتیبان، یار.
۴- صُلب.
۵- تخم، تخمه، نژاد، نسل.
۶- بام، سقف.
۷- دنباله، ادامه.
۸- مقعد.
۹- باطن. مق. رو.

    پسله خور

    (~. خُ) (ص فا.) کسی که پیش دیگران کم می‌خورد و در نهان بسیار.

      پسله گر

      (~. گَ) (ص فا.) کسی که پشت سر دیگران حرف می‌زند.

        پسرخوانده

        (~. خا دِ) (ص مف.) پسری که زنی یا مردی او را به جای پسر خود گرفته‌است.

          پسند

          (پَ سَ) [ په. ]
          ۱- (اِمص.) گزینش، انتخاب.
          ۲- (ص مف.) پسندیده، مقبول.
          ۳- نیک، خوب.
          ۴- دلخواه.

            پیمایش به بالا